او صدایم زد

بانو دختر ام البنین

او صدایم زد

بانو دختر ام البنین

او صدایم زد

بسمِــ اللّــــــهِ و بِـــه نستعینْ

گاهی دلت تنگ است
آرزویت کم
به عمق نَفَس
گاهی سلامت کافی
میشود مرحم
السّلام عَلیک یابنـ الزّهراء


خدایا در امر ظُهور یگانه دورانْ قُطب عالم امکان فریادرس بی کسان و بی پناهان
آنکه دست پُر مِهرش هر آنچه درد و رنج است از گیتی بَر می کند
نگاهش آنگه که بمُحِبَّت باشد تعجیل فرماْ
هر چه رنج، محنت دارید به مولایمان عرضه دارید
او هَمیشه نگاهتان می کند
برای فرجشان دعا بسیار کنید



"اهل کوفه نبودن" یعنی
بدانیم تا وقتی حسین (ع) نیامده
مسلِم "ولی امر"است.

آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات
نویسندگان
  • ۰
  • ۰

محافظ دل

عجیب ِ 


این ها محافظ های منند؟ 


فرشته ها را میگویم 

هر روز هستند 


از بَعدِ نماز صبح جدیدها می آیند 


من با این همه محافظ 


ولی  باید میفرستادمشان 

بهتربود 

پس که مراقب تو باشد 


تویی را که 

چشمم در توست 


آنقدرها قوی که هیچ کُنْدوز و چشم نظری راه حلت نیست 


چَشم بگوو 

همین را میخواهم 


من در تقصیر تو تقدیر ندیدم 

که با چشم بستن تو چشمت را نبینم 


چشمت آنسوی حال خوب ِ منست 

نشانت کردم 

ولی جانانه چشمت میزنم


وقتی انتظاری جز همین چشم ها،ندارم از تو


چشمت را دریغ میداری که چه شود

صِلاح گرم گرفتی؟

در برابر تقدیر خُدا؟ 


این فرشته ها که می آیند خیالم تخت 

ولی دوباره بمن تذکر میدهد 

کاش زودتر میفرستادمشان به دنبال چَشمهایت،،، 


  • ۹۶/۱۲/۲۲
  • بانو رضوی