او صدایم زد

بانو دختر ام البنین

او صدایم زد

بانو دختر ام البنین

او صدایم زد

بسمِــ اللّــــــهِ و بِـــه نستعینْ

گاهی دلت تنگ است
آرزویت کم
به عمق نَفَس
گاهی سلامت کافی
میشود مرحم
السّلام عَلیک یابنـ الزّهراء


خدایا در امر ظُهور یگانه دورانْ قُطب عالم امکان فریادرس بی کسان و بی پناهان
آنکه دست پُر مِهرش هر آنچه درد و رنج است از گیتی بَر می کند
نگاهش آنگه که بمُحِبَّت باشد تعجیل فرماْ
هر چه رنج، محنت دارید به مولایمان عرضه دارید
او هَمیشه نگاهتان می کند
برای فرجشان دعا بسیار کنید



"اهل کوفه نبودن" یعنی
بدانیم تا وقتی حسین (ع) نیامده
مسلِم "ولی امر"است.

محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات
نویسندگان
  • ۰
  • ۰

جرعه ای چای نسترن

چای میوه نسترن 

دَم کشید بعد چهار ساعت! 

یکم زمان دَمش زیاد ولی مقوی و خُنکه 

دلم براتون بِگه و:

وقتی 

همراه با خُدای وجودم

با بسی

آرامش

به تو می اندیشم 

و این فکر که الانهـ ِ 

اندیشه ی تو

تو به این فکر کنی 

تو کوجای اندیشه ی من ی


بفرما چای دبش نسترن!

  می نوشم ؛

یاحُسین میگویم و جرعه جرعه اندیشه پاک

آرام 

ولی داغ 

از تبت 

نگران نیستم

نه از رفتن 

نه ماندن 

ابدی نیست 

ابدی فقط خُدای بالاسرماست 

تو که مال اون باشی هم بله میشوی ابدی 

و بهشتت پناه اوست حتی اگر روی پُلی نگهت داشته

و زیرش آتش باشد

پناه او کافیست

زندگی یعنی هر جرعه به یاد حُسین 

خوشبختی را حس کنبم

یعنی هر جرعه زندگی را با نگاهمان تغییر دهیم 

و به جای چای تلخ سیاه روزمان را با چای نسترن به خیر کنیم

یا حُسین  مدد

  • ۹۷/۰۱/۰۳
  • بانو رضوی