او صدایم زد

بانو دختر ام البنین

او صدایم زد

بانو دختر ام البنین

او صدایم زد

بسمِــ اللّــــــهِ و بِـــه نستعینْ

گاهی دلت تنگ است
آرزویت کم
به عمق نَفَس
گاهی سلامت کافی
میشود مرحم
السّلام عَلیک یابنـ الزّهراء


خدایا در امر ظُهور یگانه دورانْ قُطب عالم امکان فریادرس بی کسان و بی پناهان
آنکه دست پُر مِهرش هر آنچه درد و رنج است از گیتی بَر می کند
نگاهش آنگه که بمُحِبَّت باشد تعجیل فرماْ
هر چه رنج، محنت دارید به مولایمان عرضه دارید
او هَمیشه نگاهتان می کند
برای فرجشان دعا بسیار کنید



"اهل کوفه نبودن" یعنی
بدانیم تا وقتی حسین (ع) نیامده
مسلِم "ولی امر"است.

محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات
نویسندگان
  • ۰
  • ۰

آقاآ

آقا سلام هنوز مردم التماس دعا دارند

 روی لبشان زمزمه ی یا خدا یا حاجت بده دارند


آقا مردم دعای فرج هم خوانده اند 

موقع ظهور فقط دیگر مشکل ندارند 


آقا تو نزدیکی همین حوالی 

فقط مردم دکترا دارند احتیاج به طبیب ندارند 


آقا دل همه تو می خواند 

تو سامرا نیستی تو در سرداب پدرت نیستی خبر ندارند


آقا یک سلام فاصله ماست 

تو همه کجایی باور کنیم که جز تو مردم عاشق ندارند 


آقا تنهایی ت را با کدام بیابان کرده ای قسمت 

وای به ما که اهل بیابان بهتر هوای تو دارند 


آقا این دنیا یک طنز ناقص است 

اگر خوشی رواست ناخوشی تو با چه دلی قبول دارند؟


آقا تمام عالم فدای یک نگاه تو 

خوشی نمیداند چیست آنانکه تو را درنیابند 


آقا خسته ام ازین کوچ هر روزه 

آواره ام بی سروسامان میان کوچه هایی که بدنبال تو می آیم ولی کوچه ها تو را به آخر ندارند 


آقا سالهاست جز تو دلم خوش نگشته چشمهایم غرق در خواب راحت نگشته 


تو را دارم و غصه امان ندهد چرا نگهت به سلامت ندارند؟ 


آقا یک سلام دادم 

اشک چرا میریزی سلامت پیشکش آزارت ندارند



آقا بوسیده ام گلی خوش رنگ 

و از آن پس مُهر عشق سپرده ای گویا خوشا لبهایی که امانت به تو دارند

  • ۹۷/۰۱/۰۵
  • بانو رضوی