او صدایم زد

بانو دختر ام البنین

او صدایم زد

بانو دختر ام البنین

او صدایم زد

بسمِــ اللّــــــهِ و بِـــه نستعینْ

گاهی دلت تنگ است
آرزویت کم
به عمق نَفَس
گاهی سلامت کافی
میشود مرحم
السّلام عَلیک یابنـ الزّهراء


خدایا در امر ظُهور یگانه دورانْ قُطب عالم امکان فریادرس بی کسان و بی پناهان
آنکه دست پُر مِهرش هر آنچه درد و رنج است از گیتی بَر می کند
نگاهش آنگه که بمُحِبَّت باشد تعجیل فرماْ
هر چه رنج، محنت دارید به مولایمان عرضه دارید
او هَمیشه نگاهتان می کند
برای فرجشان دعا بسیار کنید



"اهل کوفه نبودن" یعنی
بدانیم تا وقتی حسین (ع) نیامده
مسلِم "ولی امر"است.

آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات
نویسندگان
  • ۰
  • ۰

عشق پرنده وار

عشق را نهادند در قفس 

پرنده چشید


و دگر باره خواست

ندادندش گفتند نایاب ست 

پرنده چــشم فرو بست و به انتظار ماند


عمر پرنده نیز سر کشیده بود

در قفس ماند ولی اسیر عشق نماند 

عاشقان اگر پرنده بودند پس

خیال عشق مکن


آنکس که عاشق است بی درد مباد



پرنده های دیگر از پرنده ی مُرده پرسیدند ؛

نتوان سرّ عشق به هرکسی،چشاند '


سوال پرسیدند مگر عشق چیست 

گفتند اول عاشقان را ادب کنید 

سوال پرسیدند :مگر ادبـ ندارندـ؟

گفتند:

معشوقان را ادب کنید 

سوال پرسیدند ادب چیست زندانبان؟ 


گفت ند 

به زندان عشقـ عادت کنید



یادبگیرید در این زندان عاشقی کنید 

وگرنه سوالش نپرسید از هر کس


پرندگان یک به یک مُردند گفتند در ره عشقـ. صبووری کنید


فاتحه صاحبشان نثارشان بـاد    ای الحال روزگار خود را در عشق آموختن نیک کنید الاخیر انشاا...


  • ۹۷/۰۲/۱۴
  • بانو رضوی