او صدایم زد

بانو دختر ام البنین

او صدایم زد

بانو دختر ام البنین

او صدایم زد

بسمِــ اللّــــــهِ و بِـــه نستعینْ

گاهی دلت تنگ است
آرزویت کم
به عمق نَفَس
گاهی سلامت کافی
میشود مرحم
السّلام عَلیک یابنـ الزّهراء


خدایا در امر ظُهور یگانه دورانْ قُطب عالم امکان فریادرس بی کسان و بی پناهان
آنکه دست پُر مِهرش هر آنچه درد و رنج است از گیتی بَر می کند
نگاهش آنگه که بمُحِبَّت باشد تعجیل فرماْ
هر چه رنج، محنت دارید به مولایمان عرضه دارید
او هَمیشه نگاهتان می کند
برای فرجشان دعا بسیار کنید



"اهل کوفه نبودن" یعنی
بدانیم تا وقتی حسین (ع) نیامده
مسلِم "ولی امر"است.

  • ۱
  • ۰

همسفر

سوءال از تومیپرسم و نگاه در نگاه  تو میشوم 

سکوت میکنی و حاضر جواب میشوم 


باریدی بر حقیقت خشک من بسان عبور باران از بیابانی 

من نیز شکر گزار  رحمت خدا میشوم


گمان بردند عشق فقط در اشعار فردوسی ست! 

در تقدیر ردپایت ازین زمین من عاشق میشوم 


عشق کلمهْْ اللّه ست،  من فکر میکنم ؛

با عشق از خود بزرگتر میشوم 


از حَوْل دوست افتاده ام به تنگ دستی 

من گدای خالق جهان خلقتت میشوم 


عشق را فقط بنگاشتند در کتابها 

اما ازین معانی دور افسرده میشوم 


عشق اگر لذت که مهلتش کوته 

از توبه ی آدم هم، حوّای خدا میشوم 


در باب بهشت باز شود و عطسه ام آید 

صبر میکنم،  با تو فقط همسفر بهشت میشوم




  • ۹۷/۰۲/۱۴
  • بانو رضوی