او صدایم زد

بانو دختر ام البنین

او صدایم زد

بانو دختر ام البنین

او صدایم زد

بسمِــ اللّــــــهِ و بِـــه نستعینْ

گاهی دلت تنگ است
آرزویت کم
به عمق نَفَس
گاهی سلامت کافی
میشود مرحم
السّلام عَلیک یابنـ الزّهراء


خدایا در امر ظُهور یگانه دورانْ قُطب عالم امکان فریادرس بی کسان و بی پناهان
آنکه دست پُر مِهرش هر آنچه درد و رنج است از گیتی بَر می کند
نگاهش آنگه که بمُحِبَّت باشد تعجیل فرماْ
هر چه رنج، محنت دارید به مولایمان عرضه دارید
او هَمیشه نگاهتان می کند
برای فرجشان دعا بسیار کنید



"اهل کوفه نبودن" یعنی
بدانیم تا وقتی حسین (ع) نیامده
مسلِم "ولی امر"است.

آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات
نویسندگان
  • ۰
  • ۰

تنها راه نجات

دیگر تنها راه نجات ظهور 

است 

گریه های باران هم در حال اتمام است 


راه نور در این غار گیر کرده و میفشارد 

سنگهایی را که دستهای مردم شهر گذاشته است 


آن نور هنوز میل تابش، دارد 

تو امّا گمان میکنی که روز، برقرار است


بازتابید در وجود نور، نور تنهایی امان 

هیزم شدید پیکار سوختن است 


نور ندیده گفته روزها دراز شده 

هزار یلدا هم بر نور دیدگان، کم است 


هر بار نور پشت سنگها زخم میشود 

وقتی ز غم کوران به چشم کور در خود کور است


از بیرون غار ببین شاید روشن شود 

این روزها بی مه  و ستاره سیاه تر از شب است 


اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر 

  • ۹۷/۰۳/۰۴
  • بانو رضوی