او صدایم زد

بانو دختر ام البنین

او صدایم زد

بانو دختر ام البنین

او صدایم زد

بسمِــ اللّــــــهِ و بِـــه نستعینْ

گاهی دلت تنگ است
آرزویت کم
به عمق نَفَس
گاهی سلامت کافی
میشود مرحم
السّلام عَلیک یابنـ الزّهراء


خدایا در امر ظُهور یگانه دورانْ قُطب عالم امکان فریادرس بی کسان و بی پناهان
آنکه دست پُر مِهرش هر آنچه درد و رنج است از گیتی بَر می کند
نگاهش آنگه که بمُحِبَّت باشد تعجیل فرماْ
هر چه رنج، محنت دارید به مولایمان عرضه دارید
او هَمیشه نگاهتان می کند
برای فرجشان دعا بسیار کنید



"اهل کوفه نبودن" یعنی
بدانیم تا وقتی حسین (ع) نیامده
مسلِم "ولی امر"است.

آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات
نویسندگان
  • ۰
  • ۰

عهد بهار

غرق بالهای تو باور میکنم خود را

نور خداست، مبند چشمت را


با ذره ذره هوای بهار یاد زمستان  میافتم 

آن بارشی را که بعد از آفتاب تکان داد ابرها را


گفت از آشنایی که مدتها غریبه بود

از من که نشناختم خویشتن را


دیگر نمیسوزد چشم هایم با دیدنت 

باورکرده فراق میآورد بعد از فراق عشق را


دیده من چشم ببند که دیدنی نیست

بهار دوام ندارد و اگر دارد گرده های گل اشک میاورد چشمترا


عیب تصویر همیشه،نیست 

یا زشت میبینم یا زیبایی را 


در پشت پرده ی چشمان تو اسیر نیستم اگر

در اسارت عِشق مدام یادمیگیرم تعبُّد را


بگشا بالهای صفا را ای یار

ابلیس اینروزها نقشهای جدید میدهد بازیگرانش را


در تویی و در من نه انگار که به امضای عشق

عهد چو باشد خُرد بگیر عالم را






  • ۹۷/۰۴/۲۳
  • بانو رضوی