او صدایم زد

بانو دختر ام البنین

او صدایم زد

بانو دختر ام البنین

او صدایم زد

بسمِــ اللّــــــهِ و بِـــه نستعینْ

گاهی دلت تنگ است
آرزویت کم
به عمق نَفَس
گاهی سلامت کافی
میشود مرحم
السّلام عَلیک یابنـ الزّهراء


خدایا در امر ظُهور یگانه دورانْ قُطب عالم امکان فریادرس بی کسان و بی پناهان
آنکه دست پُر مِهرش هر آنچه درد و رنج است از گیتی بَر می کند
نگاهش آنگه که بمُحِبَّت باشد تعجیل فرماْ
هر چه رنج، محنت دارید به مولایمان عرضه دارید
او هَمیشه نگاهتان می کند
برای فرجشان دعا بسیار کنید



"اهل کوفه نبودن" یعنی
بدانیم تا وقتی حسین (ع) نیامده
مسلِم "ولی امر"است.

آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات
  • ۱ آبان ۹۷، ۰۳:۳۳ - محمد روشنیان
    زیبا
نویسندگان
  • ۰
  • ۰

شکستنی

وقتی میشکند

گاهی آنقدر میشکند که دیگر نمی شود بندش زد

گاهی که همه ی تکه ها آنقدر 

خُرد میشود 

که گُم میشوند

در هم.

اگر شکاندی به ترمیمش فکر نکن،

به این فکر کن دیگر 

چندبار

فرصت داری برای شکستن و پرداختن.




فکر کن به شکستنت همینگونه!


ترمیم؛نوعی تغییر است

باید کلی بها داد،نه اینکه چسب کاری درزهای شکسته معیوبش باشی 

باید وقتها گذاشت 

بند زد

و باید به این فکر کرد

باید دانست،

مثل اوّلش نمیشود 

،

چسب ها ؛ تجربه ها،و هشدار هایست که رویش حک شده

،و

در نتیجه آن دیگر، 

آن نیست و نمیشود 


.

از اول فکر کن  ؛

مرگــــــ ، 

حُکم چینیِ نازکِ دلیست 

که تو بارها 

نه از سر عمد

بلکه برای تجربه! 

میشکاندی 

و فقط تظاهر به نشکستن دارد.


چینیِ نازکِ احساسِ مَرا دست مزن 


چندشم میشود از لکه ی انگشت غرور 


او که میگفت احساسِ مَرا می فهمد 


کو؟ کجا رفت؟ کــهـ احساسِ مَرا، خـــوب فروخت 


  • ۹۷/۰۷/۳۰
  • بانو رضوی