او صدایم زد

بانو دختر ام البنین

او صدایم زد

بانو دختر ام البنین

او صدایم زد

بسمِــ اللّــــــهِ و بِـــه نستعینْ

گاهی دلت تنگ است
آرزویت کم
به عمق نَفَس
گاهی سلامت کافی
میشود مرحم
السّلام عَلیک یابنـ الزّهراء


خدایا در امر ظُهور یگانه دورانْ قُطب عالم امکان فریادرس بی کسان و بی پناهان
آنکه دست پُر مِهرش هر آنچه درد و رنج است از گیتی بَر می کند
نگاهش آنگه که بمُحِبَّت باشد تعجیل فرماْ
هر چه رنج، محنت دارید به مولایمان عرضه دارید
او هَمیشه نگاهتان می کند
برای فرجشان دعا بسیار کنید



"اهل کوفه نبودن" یعنی
بدانیم تا وقتی حسین (ع) نیامده
مسلِم "ولی امر"است.

آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات
  • ۱ آبان ۹۷، ۰۳:۳۳ - محمد روشنیان
    زیبا
نویسندگان
  • ۰
  • ۰

دیدی آخر قسمت زد،داشتی می آمدی 


ناگهان نبــــــود، که. ترمزت بُرید 


طنین صدایت تکرار میشود 

و بارها خطور میکند بر من


لعن بر چشم بَد ، قسمت را آه میبُرد، حسود است،


نگاهت برآشفت یکباره 

لحظه ای نبود، 

مادام که چشم بر توست، هست


بعد ماه و اندی روز، 

بنویس چشمت نکند کسی، صدایت.. 

شهر را هم بیدار میکند

هنگ میکند اصوات 

لعنت بر چشم بَد 




چشم در چشم تو قسمت نابجایی نیست 

سر به سرت بگذارم؟

 و یکدفعه میبینی که سر به سرت، 

عجیب نیست!

میگذارم 


چشم بَد بدرک

تو دعا کن، صلوات بفرست

من تا لبان به آتش بیاندازم 


سنگهای آبی رنگ نماد شیطان،

آنها را بشکن، بنگر، تبسم کن،

چشم بَد بی اثر است

دعا خواندم 

آماده 

و منتظر 

تا ابا بپوشی، چادر به سرم میاندازم 

آماده میشوم

که چشمهای بَد را یکی پس از دیگری عاطل کنیم


آماده ام لباس اطاعت مگر نوع دیگریست؟! 

کافی نیست که پشت هر قدمت آب میریزم؟


ماشاءاللّٰه لاقوَّه الاّ باللّٰه

تسبیح دلت خُرد شده؟ 

بده

نخ تازه بیاندازم 






  • ۹۷/۰۸/۰۲
  • بانو رضوی