او صدایم زد

بانو دختر ام البنین

او صدایم زد

بانو دختر ام البنین

او صدایم زد

بسمِــ اللّــــــهِ و بِـــه نستعینْ

گاهی دلت تنگ است
آرزویت کم
به عمق نَفَس
گاهی سلامت کافی
میشود مرحم
السّلام عَلیک یابنـ الزّهراء


خدایا در امر ظُهور یگانه دورانْ قُطب عالم امکان فریادرس بی کسان و بی پناهان
آنکه دست پُر مِهرش هر آنچه درد و رنج است از گیتی بَر می کند
نگاهش آنگه که بمُحِبَّت باشد تعجیل فرماْ
هر چه رنج، محنت دارید به مولایمان عرضه دارید
او هَمیشه نگاهتان می کند
برای فرجشان دعا بسیار کنید



"اهل کوفه نبودن" یعنی
بدانیم تا وقتی حسین (ع) نیامده
مسلِم "ولی امر"است.

آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات
  • ۱ آبان ۹۷، ۰۳:۳۳ - محمد روشنیان
    زیبا
نویسندگان
  • ۰
  • ۰

تقاص

تقاص شبهای طولانی را پس میدهم 

تقاص نصفه خوردن حرفها را که پُرزهای شال پشمی کلافه اش میکند

تقاص پس میدهیم که پاییز 

فصل تقاص است

فصل سرمای تلخ دلتنگی 

که سرد و تنها

فقط صدای خُردشدن برگ های 

_سرد له شده میآید 

که زیر قدمها، 

دلتنگی فریاد میزنند

برگهای پاییزی هم تنهایند که 

مُدام صدای خش خش

ِ خُرد شدن می آید. 




  • ۹۷/۰۸/۰۳
  • بانو رضوی