او صدایم زد

بانو دختر ام البنین

او صدایم زد

بانو دختر ام البنین

او صدایم زد

بسمِــ اللّــــــهِ و بِـــه نستعینْ

گاهی دلت تنگ است
آرزویت کم
به عمق نَفَس
گاهی سلامت کافی
میشود مرحم
السّلام عَلیک یابنـ الزّهراء


خدایا در امر ظُهور یگانه دورانْ قُطب عالم امکان فریادرس بی کسان و بی پناهان
آنکه دست پُر مِهرش هر آنچه درد و رنج است از گیتی بَر می کند
نگاهش آنگه که بمُحِبَّت باشد تعجیل فرماْ
هر چه رنج، محنت دارید به مولایمان عرضه دارید
او هَمیشه نگاهتان می کند
برای فرجشان دعا بسیار کنید



"اهل کوفه نبودن" یعنی
بدانیم تا وقتی حسین (ع) نیامده
مسلِم "ولی امر"است.

آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات
نویسندگان
  • ۰
  • ۰

تاریخ سخت

تاریخ را که یادم میآید 

وحشت در من به صدا در می آید 

روزها می گذرد

هم نشینم غمست تنها، غمه تنها 

عمرم را فیتیله پیچ کرده تقویم روزها 

و در فیتیله ی من، سرد می سوزد

چه شده چه کرده ام

هنوز این منم 

که قول میدهم هرشب به خودم

؛

فردا روز تاریخ دیگرست ورق برمی گردد روشن است 

و از عقاب این دروغ مصلحتی وحشیانه به دلم می تازم 

که ببند بار سفر را 

تو برو پیش بع سمت آفتاب 

و باز وحشت من صدا می دهد

کورت نکند غرور آن.

  • ۹۷/۰۸/۱۱
  • بانو رضوی