او صدایم زد

بانو دختر ام البنین

او صدایم زد

بانو دختر ام البنین

او صدایم زد

بسمِــ اللّــــــهِ و بِـــه نستعینْ

گاهی دلت تنگ است
آرزویت کم
به عمق نَفَس
گاهی سلامت کافی
میشود مرحم
السّلام عَلیک یابنـ الزّهراء


خدایا در امر ظُهور یگانه دورانْ قُطب عالم امکان فریادرس بی کسان و بی پناهان
آنکه دست پُر مِهرش هر آنچه درد و رنج است از گیتی بَر می کند
نگاهش آنگه که بمُحِبَّت باشد تعجیل فرماْ
هر چه رنج، محنت دارید به مولایمان عرضه دارید
او هَمیشه نگاهتان می کند
برای فرجشان دعا بسیار کنید



"اهل کوفه نبودن" یعنی
بدانیم تا وقتی حسین (ع) نیامده
مسلِم "ولی امر"است.

آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات
  • ۱ آبان ۹۷، ۰۳:۳۳ - محمد روشنیان
    زیبا
نویسندگان
  • ۰
  • ۰

راه سازی

باید حرف زد و از تو.... 
اما حرف بزنم؟
نمیگویند دیوانه س؟ 
باید بگویم....
باید بیایم کنار جاده در انتظارت....
اما مگر میگذارند؟
اما کدام جاده؟
باید بگویم تو در راهی 
راه بسیار است،اما مقصدی نیست...
نگویم؟ 
ساکت باشم خوبست؟
اینطوری خیالت راحت؟
سفسطه نکن!
..
بوق بوق... 
آنتن نمیدهد 
...
چه گویم که به راه سازی هم افتاده ایم...!

هرجا بروی از هر راه که بروی... 
باید نقشه را بچینم....
مثلاً کسی دیگر در آن راه نیاید...
یا مثل گره خوردن چشمهای ما در هم

و راهی که داریم میسازیم، بی انتها باشد 

وگرنه در این شلوغی ها آنقدر امواج رد و بدل می شود که 
هر چه بگیرمت میگوید پاسخگو نمیباشد
و آنتن اختصاصی لازمس
تا به تو اتصال یابم





  • ۹۷/۰۸/۱۸
  • بانو رضوی