او صدایم زد

بانو دختر ام البنین

او صدایم زد

بانو دختر ام البنین

او صدایم زد

بسمِــ اللّــــــهِ و بِـــه نستعینْ

گاهی دلت تنگ است
آرزویت کم
به عمق نَفَس
گاهی سلامت کافی
میشود مرحم
السّلام عَلیک یابنـ الزّهراء


خدایا در امر ظُهور یگانه دورانْ قُطب عالم امکان فریادرس بی کسان و بی پناهان
آنکه دست پُر مِهرش هر آنچه درد و رنج است از گیتی بَر می کند
نگاهش آنگه که بمُحِبَّت باشد تعجیل فرماْ
هر چه رنج، محنت دارید به مولایمان عرضه دارید
او هَمیشه نگاهتان می کند
برای فرجشان دعا بسیار کنید



"اهل کوفه نبودن" یعنی
بدانیم تا وقتی حسین (ع) نیامده
مسلِم "ولی امر"است.

آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات
  • ۱ آبان ۹۷، ۰۳:۳۳ - محمد روشنیان
    زیبا
نویسندگان
  • ۰
  • ۰

فصل چیدن

حرف زدند،  سوال پرسیدند،راهنمایی کردند،داغ دلت را زیاد کردند

در همه حرفهای آنها آخرش من میماندم

با یک لبخند تصنعی مرگ!

یک سر تکان دادن الکی!

باشَد های جزرکش شده!

به تو می رسیدم.... 

میخواستم از تو بگویم.. . 

که زبانم بند می آمد

چه گویم....

حرف مردم گریبانگیر تنهامانوسی ام شده... 

و من باید بگویم 

تا ساکت شوند.... 

تا دست بردار شوند....

بگویم... 

تو جایی در همین حوالی.... 

تو در من....

آقایی.

 بگویم که فصلش که برسد... خوب میرسد... خودش از درخت می اوفتد. ...

وقتش برسد... 

اللّٰهم الرزقنا! 


  • ۹۷/۰۸/۱۸
  • بانو رضوی