او صدایم زد

بانو دختر ام البنین

او صدایم زد

بانو دختر ام البنین

او صدایم زد

بسمِــ اللّــــــهِ و بِـــه نستعینْ

گاهی دلت تنگ است
آرزویت کم
به عمق نَفَس
گاهی سلامت کافی
میشود مرحم
السّلام عَلیک یابنـ الزّهراء


خدایا در امر ظُهور یگانه دورانْ قُطب عالم امکان فریادرس بی کسان و بی پناهان
آنکه دست پُر مِهرش هر آنچه درد و رنج است از گیتی بَر می کند
نگاهش آنگه که بمُحِبَّت باشد تعجیل فرماْ
هر چه رنج، محنت دارید به مولایمان عرضه دارید
او هَمیشه نگاهتان می کند
برای فرجشان دعا بسیار کنید



"اهل کوفه نبودن" یعنی
بدانیم تا وقتی حسین (ع) نیامده
مسلِم "ولی امر"است.

آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات
نویسندگان
  • ۰
  • ۰

در این سفری که در پیش داریم نمیدانم چه باید کنم

مانده ام 

همه راه ها پُر از ناهمواری است

کفشهایم مناسب نیست برای این همه پیاده روی روی صخره ها

راه را هم که نمیتوانیم نرویم 

باز، میمانیم 

باید برویم این بهترست 

یک بار که همت کنیم و بی توقف ادامه دهیم رسیدیم 

و گرنا تاابد میمانیم

بین تکرار رفت و بازگشت های خسته کننده 

آن هم با این پاهایی که هر بار بدتر تاول میزند


باور کن راهی نمانده از این بالا

راه چاره ای نیز. 


  • ۹۷/۰۸/۱۸
  • بانو رضوی