او صدایم زد

بانو دختر ام البنین

او صدایم زد

بانو دختر ام البنین

او صدایم زد

بسمِــ اللّــــــهِ و بِـــه نستعینْ

گاهی دلت تنگ است
آرزویت کم
به عمق نَفَس
گاهی سلامت کافی
میشود مرحم
السّلام عَلیک یابنـ الزّهراء


خدایا در امر ظُهور یگانه دورانْ قُطب عالم امکان فریادرس بی کسان و بی پناهان
آنکه دست پُر مِهرش هر آنچه درد و رنج است از گیتی بَر می کند
نگاهش آنگه که بمُحِبَّت باشد تعجیل فرماْ
هر چه رنج، محنت دارید به مولایمان عرضه دارید
او هَمیشه نگاهتان می کند
برای فرجشان دعا بسیار کنید



"اهل کوفه نبودن" یعنی
بدانیم تا وقتی حسین (ع) نیامده
مسلِم "ولی امر"است.

آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات
نویسندگان
  • ۰
  • ۰

چراگاهِ عبرت

گُرگ ها هنوز زوزه میکشند از دور 
صدایشان می آید
میترسی 
و 
صدای آنها باز هم می آید 
گُرگ ها منتظرند تا بترسی 
زوزه میکشند و زوزه میکشند 
دورِ این شهرها گُرگ ها 
به دنبال بزغاله هایی میگردند 
که میترسد 

شروع میکنند به زوره کشیدن
گرگ ها دیگر چندان گُرگ هم نیستند 
میان بزغاله ها، 
خاله بازی میکنند باهاشان... 
در نقش شنل قرمزی ایفای نقش میکنند...
گُرگ ها از پُشت سر حمله نمی کنند 
رسمشان نامردی نیست 
زوزه میکشند 
و تو را می ترسانند 
شناسایی اش با تو 
همه جوره زوزه میکشد 
تو فکر میکنی صدای چوپان در هوا مُنعکس شده
و خَش اوفتاده  
و حرفش را باور میکنی!
  • ۹۷/۰۸/۲۰
  • بانو رضوی