او صدایم زد

بانو دختر ام البنین

او صدایم زد

بانو دختر ام البنین

او صدایم زد

بسمِــ اللّــــــهِ و بِـــه نستعینْ

گاهی دلت تنگ است
آرزویت کم
به عمق نَفَس
گاهی سلامت کافی
میشود مرحم
السّلام عَلیک یابنـ الزّهراء


خدایا در امر ظُهور یگانه دورانْ قُطب عالم امکان فریادرس بی کسان و بی پناهان
آنکه دست پُر مِهرش هر آنچه درد و رنج است از گیتی بَر می کند
نگاهش آنگه که بمُحِبَّت باشد تعجیل فرماْ
هر چه رنج، محنت دارید به مولایمان عرضه دارید
او هَمیشه نگاهتان می کند
برای فرجشان دعا بسیار کنید



"اهل کوفه نبودن" یعنی
بدانیم تا وقتی حسین (ع) نیامده
مسلِم "ولی امر"است.

آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات
نویسندگان
  • ۰
  • ۰

هرچه نقش که بر دل اگر میزنیم خُداست 

ز او بر من است و ز من هاست 


تمامِ نقش خیالم تویی و (تو)،ترسیم خُداست 

زاویه های دلم همباور رنگهای دعاست 


نقشیست که چون میکوبم به آن 

ز اشارتی از کویِ دُعاست 


رنج بسیار برده ایم که این دُعاست 

رنجی که در پسِ پرده اش گنج که همان خُداست 


از روی نقش تو گو خود دیده ام 

خود آنکه نامِ بالاترش خُداست 


دل بگذار،بنشان آتشِ دلسپردگی 

با او حسابِ دل کن، دل از اوست و او برای ماست 


هرچه تصرف نقشت نمودم ای دوست 

نقشت چنان زیباست، که نقشِ خُداست 


هرچه نقش بر دل میزنیم اگر خُداست

باز تویی که از او بر منست و او خُداست


نقشه ات را که خُدا بر دِل ما نیک بیانداخت 

سختیِ عشق اگر هست چون سازه ی خُداست و عشق خُداست 

  


  • ۹۷/۰۸/۲۲
  • بانو رضوی