او صدایم زد

بانو دختر ام البنین

او صدایم زد

بانو دختر ام البنین

او صدایم زد

بسمِــ اللّــــــهِ و بِـــه نستعینْ

گاهی دلت تنگ است
آرزویت کم
به عمق نَفَس
گاهی سلامت کافی
میشود مرحم
السّلام عَلیک یابنـ الزّهراء


خدایا در امر ظُهور یگانه دورانْ قُطب عالم امکان فریادرس بی کسان و بی پناهان
آنکه دست پُر مِهرش هر آنچه درد و رنج است از گیتی بَر می کند
نگاهش آنگه که بمُحِبَّت باشد تعجیل فرماْ
هر چه رنج، محنت دارید به مولایمان عرضه دارید
او هَمیشه نگاهتان می کند
برای فرجشان دعا بسیار کنید



"اهل کوفه نبودن" یعنی
بدانیم تا وقتی حسین (ع) نیامده
مسلِم "ولی امر"است.

آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات
نویسندگان
  • ۰
  • ۰

راهِ تو

خودت را تحصین کن قرآن بخوان 

چهار قُل و ده مرتبه آیه الکرسی 

انگشتر عقیقت را دست کن

چادرت را بغل بگیر

بسم اللّٰه الرّحمن الرّحیم بگو 

بند کتانی ات را ببند 

دوباره بسم اللّٰه الرّحمن الرّحیم بگو دور خودت فوت کن

پوشیه ات بیاور پایین و برو 

برو به سمت او 

به جاده ای که به او منتهی میشود 

به جاده ای که به او منتهی میشود و همچنین فرشته هایش که میزبانی میکنند و میان این جاده برایت دست تکان میدهند 

برو 

به سمت خوشبختی 

در راه که میروی یک به یک بر ائمه معصومین علیه السلام سلام بده 

به چه فکر میکنی؟ 

برو 

خُدانگهدارت باد 

تو برو 

و قدم هایت را چابک تر بردار به جلو 

برو که خودتی و خدایت

دکمه های ژاکتت را ببند هوا سرد میشود کم کم 

نمِ باران که بر پوشیه ات هدف گرفته

میگوید برو 

برو که اشکهای آسمان هم او را به وجد نیاورده 

آنوقت تو اشکت دم مشکت گرفته ای؟ 

برو هوا که سردتر شود 

همهء مغازه ها کرکره ها را می آورند پایین 

و شهر هم تنها با تو همدرد با زمزمه های باران می آید 

و زیر پوشیه ات بی هوا 

و بی آنکه کسی ببیند جاری میشود 

برو که این راه رفتنی ست 

فریشه ها منتظرند 

و سینی نعمت بدست


تو بودی رهروی تنهای این مسیر؟ 

پس اینهمه فریشه کیست که بدنبالت زمین و آسمان را آب وجارو میکردند 

برو و خُدانگهدارت باشد

اذان مغرب زده

دوباره خودت را تحصین کن

گمانم فریشه ها زودتر از تو مشغول خواندنند 

فوت میکنند و دورت میگردند... . 

 

  • ۹۷/۰۸/۳۰
  • بانو رضوی