او صدایم زد

بانو دختر ام البنین

او صدایم زد

بانو دختر ام البنین

او صدایم زد

بسمِــ اللّــــــهِ و بِـــه نستعینْ

گاهی دلت تنگ است
آرزویت کم
به عمق نَفَس
گاهی سلامت کافی
میشود مرحم
السّلام عَلیک یابنـ الزّهراء


خدایا در امر ظُهور یگانه دورانْ قُطب عالم امکان فریادرس بی کسان و بی پناهان
آنکه دست پُر مِهرش هر آنچه درد و رنج است از گیتی بَر می کند
نگاهش آنگه که بمُحِبَّت باشد تعجیل فرماْ
هر چه رنج، محنت دارید به مولایمان عرضه دارید
او هَمیشه نگاهتان می کند
برای فرجشان دعا بسیار کنید



"اهل کوفه نبودن" یعنی
بدانیم تا وقتی حسین (ع) نیامده
مسلِم "ولی امر"است.

آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات
نویسندگان
  • ۰
  • ۰

 

انگار دلم مانده عمری به گذاردن..

در تفکر طولانیِ تو 

که مغز خسته میشود

و دلم جایی برای دِل بودن ندارد

مانده..

و حالِ دلم همان تفکر خسته ی توست

که مانده 

نه جایی نیست 

نه رفتن نه برگشتن

خانه بدوشی این نامِ پُر احساس را به تو واگذارم..دوباره..

وقتی جایی بجز دلِ تو ندارم

و مانده ام..  

 در میزنم..

چراغ روشن است

ولی.. 

دلم را راه نمیدهی 

..

مانده ام 

دلم را همینجا بگذارم..بروم..

بی دل.. 

..

تو دلِ منی 

من بی خُداحافِظی رفته ام..

تو که بودی 

فقط در را وانکردی 

و دلم بچّه بازی درآورد 

لج کرد

و ماند

و من رفتم

و

..

احساس گرفتگی دارم..خوش نیستم..

دلم را کنده ام..

اما.. 

در تو میتپد..

نمیبینی چه اُنسی گرفته با تو؟

..

حتی به این اسارت..

حتی به.. 

اما درد میگیرد جایش..

خودت را برسان

....

دلم عابر کوچه، خیابانهاییست 

که خالی از عابر و سواره ست

و مانده در صحنه ی جهان 

وامانده از تو

از دلم.. . 


  • ۹۷/۰۹/۰۴
  • بانو رضوی