او صدایم زد

بانو دختر ام البنین

او صدایم زد

بانو دختر ام البنین

او صدایم زد

بسمِــ اللّــــــهِ و بِـــه نستعینْ

گاهی دلت تنگ است
آرزویت کم
به عمق نَفَس
گاهی سلامت کافی
میشود مرحم
السّلام عَلیک یابنـ الزّهراء


خدایا در امر ظُهور یگانه دورانْ قُطب عالم امکان فریادرس بی کسان و بی پناهان
آنکه دست پُر مِهرش هر آنچه درد و رنج است از گیتی بَر می کند
نگاهش آنگه که بمُحِبَّت باشد تعجیل فرماْ
هر چه رنج، محنت دارید به مولایمان عرضه دارید
او هَمیشه نگاهتان می کند
برای فرجشان دعا بسیار کنید



"اهل کوفه نبودن" یعنی
بدانیم تا وقتی حسین (ع) نیامده
مسلِم "ولی امر"است.

آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات
نویسندگان
  • ۰
  • ۰
بنویسم و خط بزنم
دیگر اثری ازش باقی نمیماند


تمام صفحات سیاه شده از بس خط خورده


هی گفتم فراموش کنم ،دیدم اشتباه ست ،گفتم نه
دیگر فراموش میشوی،اما از حافظه ام..
از صفحه ی سیاه حافظه ام که خط آخرش رنگ توست
در تاریخی که رنگ سیاهی اش تویی
و میگویند ؛
عشق 
رنگش سیاه است.
  • ۹۷/۰۹/۱۵
  • بانو رضوی

نظرات (۳)

  • سارا سماواتی منفرد
  • سلام
    خواندنی بود و به دل نشست .
    واقعا هم سیاهه.
    دعوتی به وبلاگم.
    خوب بود