او صدایم زد

بانو دختر ام البنین

او صدایم زد

بانو دختر ام البنین

او صدایم زد

بسمِــ اللّــــــهِ و بِـــه نستعینْ

گاهی دلت تنگ است
آرزویت کم
به عمق نَفَس
گاهی سلامت کافی
میشود مرحم
السّلام عَلیک یابنـ الزّهراء


خدایا در امر ظُهور یگانه دورانْ قُطب عالم امکان فریادرس بی کسان و بی پناهان
آنکه دست پُر مِهرش هر آنچه درد و رنج است از گیتی بَر می کند
نگاهش آنگه که بمُحِبَّت باشد تعجیل فرماْ
هر چه رنج، محنت دارید به مولایمان عرضه دارید
او هَمیشه نگاهتان می کند
برای فرجشان دعا بسیار کنید



"اهل کوفه نبودن" یعنی
بدانیم تا وقتی حسین (ع) نیامده
مسلِم "ولی امر"است.

آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات
  • ۲۸ دی ۹۷، ۱۶:۴۶ - 00:00 :.
    :)
نویسندگان
  • ۰
  • ۰

دیگر این حرفها فایده ای ندارد..

من رفتم بنشینم..

استراحت کنم

تجدید قوا کنم

کلایم را سفت ببندم 

نظاره کنم و نظاره کنم

گاهی که بی رمق میشوم حق دارم که چشم به زمین به دوزم.. 

حق دارم میان آدم هایِ زمین به جستجوی تو بپردازم.. 

حق دارم..

ولی..

چشم میبندم 


وقت استراحت بوده، داشتم پیاده روی میکردم 

مگر بقیه مردم موقع پیاده روی به زمین نگاه نمیکنند؟!


.

.

همچنان که لا اله الا اللّٰه زمرمه کنان از جایم بر میخیزم.. 

دلم هورّی میریزد.. 

می افتم.. 

سرجایم.. 

روی همان نیمکت می نشینم 

..


هوا پسه! 

دارد شب میشود 

باید بروم 

اما.. 

مگر لا اله الا اللّٰه نمیگُفتم

که دلم هورّی ریخت

نشستم 

خُدا پس مگر مرا ننشاند؟



نشاند.




باید بمانم همه جا را زیر نظر بدارم 

شب بشود 

شُغال ها می آیند.. 

و.. 

آنوقت 

من

هرگز

نمیفهمم 

تو خواهی

آمد. 


بی رمق چشمم را میبندم 

و هر بار که دلم می ریزد 

با خودم زمزمه کنان می گویم:

باد اگر بر دل من میزند بیخود نیست 

آسمان حُکم کند باد را چونکه چنان که مینماید، دور نیست 


دل که میریزد و عشق به خود می آید 

جز خُدا کیست به دل؟حُکمه افتادنش انکار نیست 


صدبار اگر پیک آمد و ملول کرد تورا

بار صد و یکم بین که چون خُدا خواهد قاصد جز مُلوک نیست 

  • ۹۷/۱۰/۰۵
  • بانو رضوی