او صدایم زد

بانو دختر ام البنین

او صدایم زد

بانو دختر ام البنین

او صدایم زد

بسمِــ اللّــــــهِ و بِـــه نستعینْ

گاهی دلت تنگ است
آرزویت کم
به عمق نَفَس
گاهی سلامت کافی
میشود مرحم
السّلام عَلیک یابنـ الزّهراء


خدایا در امر ظُهور یگانه دورانْ قُطب عالم امکان فریادرس بی کسان و بی پناهان
آنکه دست پُر مِهرش هر آنچه درد و رنج است از گیتی بَر می کند
نگاهش آنگه که بمُحِبَّت باشد تعجیل فرماْ
هر چه رنج، محنت دارید به مولایمان عرضه دارید
او هَمیشه نگاهتان می کند
برای فرجشان دعا بسیار کنید



"اهل کوفه نبودن" یعنی
بدانیم تا وقتی حسین (ع) نیامده
مسلِم "ولی امر"است.

آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات
  • ۲۸ دی ۹۷، ۱۶:۴۶ - 00:00 :.
    :)
نویسندگان
  • ۰
  • ۰

سِرّ خموش

با تو که هیچی ولی با خودم دیگه حرفی ندارم 

حرف حرف حرف 

گفتی خیلی حرف میزنم

گفتی کمتر صحبت کنم

.

.

.

.

این را مقدمه کرده بودی برای سکوت؟ 

برای دردل خاموش؟ 

برای اینکه...

باشد 

بی حرف 

درددل..

سکوت..

باشد.. 

دور..

برای اینکه..

عشق گفتنی نیست..

نگفتنی ها را که میگفتم بیشتر سوع تفاهم میشد.. و

گفتنی ها را که نمیگفتم خیالِ تلخ..




اما از همین دور هم ستاره میشود، در همین آسمان به زمین بازتابیِ قلبم چشمک بزنی!


حالا بتو میگویم سکوت..! 

ستاره چیدنی ست؟

خیر. 

شب شعر نوشتنی ست..

سیر کردنیست..

گوش دادن به زمزمه های گریختنیست!

خیلِ خُب..

سکوت.. 

ولی سنگین میشه سکوتم وقتی..

درد دل بشه همین سکوت!

و گذرواژه ی عِشق.


  • ۹۷/۱۰/۱۷
  • بانو رضوی