او صدایم زد

بانو دختر ام البنین

او صدایم زد

بانو دختر ام البنین

او صدایم زد

بسمِــ اللّــــــهِ و بِـــه نستعینْ

گاهی دلت تنگ است
آرزویت کم
به عمق نَفَس
گاهی سلامت کافی
میشود مرحم
السّلام عَلیک یابنـ الزّهراء


خدایا در امر ظُهور یگانه دورانْ قُطب عالم امکان فریادرس بی کسان و بی پناهان
آنکه دست پُر مِهرش هر آنچه درد و رنج است از گیتی بَر می کند
نگاهش آنگه که بمُحِبَّت باشد تعجیل فرماْ
هر چه رنج، محنت دارید به مولایمان عرضه دارید
او هَمیشه نگاهتان می کند
برای فرجشان دعا بسیار کنید



"اهل کوفه نبودن" یعنی
بدانیم تا وقتی حسین (ع) نیامده
مسلِم "ولی امر"است.

آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات
  • ۲۸ دی ۹۷، ۱۶:۴۶ - 00:00 :.
    :)
نویسندگان
  • ۰
  • ۰

نذریِ تُ

همان کلمات مُحترمانه را ادا میکنم  

از کلمات، خوبی ها، و... اَت دلم را نگه میدارم 

نمیشود که نمیشود 

نمیشود و نمیخواهم تلخی ها را به خاطر بیاورم 

خب پیش آمده دیگر... 

همین 

باشد من اصلا نفهمیدم خودم را به آن در میزنم 

مُحترمانه تر اینبار باید خطابت کنم 

لا اقل در زمزمه های خودم 

...

نگه دار...



عشق را....







که اگر این برود آن نیز برود 

پس عشق را که نه 

معشوق و عاشق را باید مُحترمانه تر گفت هر بار



هنوز مانده ام چطور بدرقه ات کنم و آب پاک پشت سرت حواله کنم یا 

نذر کنم به ادای احترام تو که عشق را حرف به حرفش تویی، 

آش پشت پا 

را یک بار بپزم بعد


#میگویند نام فاطمه فاتح در هاست 

فاتح مشکلات است 

فاتحِ دِل شاید.. 

نذر میکنم روی آشِ نذریِ  خوش خبریِ عشق.... 

بنویسم یا فاطمةالزهراء /س/. 


  • ۹۷/۱۰/۱۸
  • بانو رضوی