او صدایم زد

بانو دختر ام البنین

او صدایم زد

بانو دختر ام البنین

او صدایم زد

بسمِــ اللّــــــهِ و بِـــه نستعینْ

گاهی دلت تنگ است
آرزویت کم
به عمق نَفَس
گاهی سلامت کافی
میشود مرحم
السّلام عَلیک یابنـ الزّهراء


خدایا در امر ظُهور یگانه دورانْ قُطب عالم امکان فریادرس بی کسان و بی پناهان
آنکه دست پُر مِهرش هر آنچه درد و رنج است از گیتی بَر می کند
نگاهش آنگه که بمُحِبَّت باشد تعجیل فرماْ
هر چه رنج، محنت دارید به مولایمان عرضه دارید
او هَمیشه نگاهتان می کند
برای فرجشان دعا بسیار کنید



"اهل کوفه نبودن" یعنی
بدانیم تا وقتی حسین (ع) نیامده
مسلِم "ولی امر"است.

محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات
  • ۳۰ آبان ۹۸، ۰۲:۱۱ - سایت تفریحی چفچفک
    احسنت
  • ۳۰ آبان ۹۸، ۰۰:۳۸ - سارا سماواتی منفرد
    💖💖💖
نویسندگان
  • ۰
  • ۰

ذهنم مملو میشود از حرف و حدیث
سرم داغ میشود از پرسش هایی که مثلا جوابش را داده ام
قلبم به تپش در می آید
در رویایی که به چشمانت خیره میشوم سوالها دور سرم می پیچد
و دوباره به نگاهت خیره میشوم
و سوالهایم را رها میکنم
..
تو چه انتظاری داری
..چشمانت حرفش چیست؟
..
از آشفتگی پتو را به سَرَم میکشم
و در خواب و بیداری
دوباره به خودم هجوم می آورم
انگار خوابی بود سیلی بر صورتم
نکند حرف چیز دیگرست
و سوالهایم را جواب داده باشد نگاهت..
نگاه آن انتظار توست
که آنقدر کلافه شدم که سمتِ نگاهت را تا الان ندیدم..


همه حرف میزنند سوال میپرسند
تعیین تکلیف میکنند
و هیچکس معنای نگاه های آشفته ات را ندید..
من نالیدم‌..
آنها هم بریدند و دوختند..
#تو_فقط_نگاه_کردی
و هیچ چیز نگفتی‌..
#هربار_وحشت_زده_از_خواب_می_پَرَم
#سمتِ_نگاهت_چشمانم_بود
#من_از_خودم_بیشتر_انتظار_دارم

کلافه ام از جواب هایی که به سوالهای بیهوده ی ذهنم میدهم

من خودت را میبینم

..

دیگر سوال و جواب را کنار میگذارم

 

 

قلبم را فقط همین آرام میکرد..

و نمیدانستم این را؛

تا وقتی که نبخشیده بودمت..

به قلبم

 

و #قلبم_به_هر_سوالی_فقط_لبخند_میزند

ترجمه ی نگاهت تپش هایی بود که وقتی جواب میدادم به خودم

جواب هایی که فقط قضاوت بود!

کلافه ام میکرد!

#در_هر_شَرّی_خیری_هست

#روزیِ_او_بَد_نیست

#به_شیطانِ_درونمان_لبخند_بزنیم_خودش_لعنت_میشود!

#سبحان_الله

#آنوَرتَر_از_ترس_ها_چیزی_ذخیره_است_بنام_اُمید_به_خُدا

#تعبیرِ_آن_خوابِ_مشوش

  • ۹۸/۰۷/۲۴
  • بانو رضوی