او صدایم زد

بانو دختر ام البنین

او صدایم زد

بانو دختر ام البنین

او صدایم زد

بسمِــ اللّــــــهِ و بِـــه نستعینْ

گاهی دلت تنگ است
آرزویت کم
به عمق نَفَس
گاهی سلامت کافی
میشود مرحم
السّلام عَلیک یابنـ الزّهراء


خدایا در امر ظُهور یگانه دورانْ قُطب عالم امکان فریادرس بی کسان و بی پناهان
آنکه دست پُر مِهرش هر آنچه درد و رنج است از گیتی بَر می کند
نگاهش آنگه که بمُحِبَّت باشد تعجیل فرماْ
هر چه رنج، محنت دارید به مولایمان عرضه دارید
او هَمیشه نگاهتان می کند
برای فرجشان دعا بسیار کنید



"اهل کوفه نبودن" یعنی
بدانیم تا وقتی حسین (ع) نیامده
مسلِم "ولی امر"است.

محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات
  • ۳۰ آبان ۹۸، ۰۲:۱۱ - سایت تفریحی چفچفک
    احسنت
  • ۳۰ آبان ۹۸، ۰۰:۳۸ - سارا سماواتی منفرد
    💖💖💖
نویسندگان
  • ۰
  • ۰

با تو گفتم چون تو اهل شنیدنی
تو پناه من برای تپیدنی
یار مگر چند بار باید وصل شود و امتحان کنی؟
ای کاش به یار مُرده ات،دوباره تر مرحمت کنی
بنشسته ام خیز بر زمین به تکاپوی تو
دانسته بودی که در فراق ز زجّه میمرم،
رئوف تویی و من میپرسم کِی قرار است با آهویِ فراری.. ، آشتی کنی؟!
من یکسره به زمزمه یا رضای تو مشغولم و
،
ای کاش شاه برای کنیزش دلداری کنی

یکسر خلاص فکر تو و دگر ندانم ،هییچ
چشم انتظار بنشسته ام خیز بر زمین،
تو،برای کار و وارم فکر کنی..
من در خودم فرو خورده ام بغضِ زخم های زمین گیر شدن را
ماندم خودت بیایی و دوباره مرا درگیر کنی!
روزها و شبها با هم مهمان نوازی میکنند
یا هشتمین امام؛
برای وصله های ناجور من
برای جبر زمین گیر شدن
و تمام جداشدنها ز انتظار نیز،،
چه میکنی؟
آمدم بیایم ولی قطاری نبود
کسی نبود
بلیط نبود
خستگی نمایش نیست ولی من خسته نیستم
اما تو برای خسته دلان چه میکنی؟
آهوی شهری غریب صدایش هم نمیرسد
از دور شاید تو پیکی حوالت کنی

یا حضرت رئوف آهوی دو ساله ات را یادت هست؟
شب به شب کودکی ام را منتظرم

من در میان آمدن و نیامدن ،
رویش مرگ را لابلای سپیدی های خسته ام میبینم
و شکوه میکنم
مثل جانی ها ی فراری
که چه حقی کف دستم میگذاری؟
و من پس میفرستم هرچه داده ای جز تو
همان بس بفرست...!

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

  • ۹۸/۰۸/۰۶
  • بانو رضوی