او صدایم زد

بانو دختر ام البنین

او صدایم زد

بانو دختر ام البنین

او صدایم زد

بسمِــ اللّــــــهِ و بِـــه نستعینْ

گاهی دلت تنگ است
آرزویت کم
به عمق نَفَس
گاهی سلامت کافی
میشود مرحم
السّلام عَلیک یابنـ الزّهراء


خدایا در امر ظُهور یگانه دورانْ قُطب عالم امکان فریادرس بی کسان و بی پناهان
آنکه دست پُر مِهرش هر آنچه درد و رنج است از گیتی بَر می کند
نگاهش آنگه که بمُحِبَّت باشد تعجیل فرماْ
هر چه رنج، محنت دارید به مولایمان عرضه دارید
او هَمیشه نگاهتان می کند
برای فرجشان دعا بسیار کنید



"اهل کوفه نبودن" یعنی
بدانیم تا وقتی حسین (ع) نیامده
مسلِم "ولی امر"است.

آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات
  • ۳۰ آبان ۹۸، ۰۲:۱۱ - سایت تفریحی چفچفک
    احسنت
  • ۳۰ آبان ۹۸، ۰۰:۳۸ - سارا سماواتی منفرد
    💖💖💖
نویسندگان
  • ۱
  • ۰

دِل ،هم سکوت کرد

پس از گریه ها،مُدَّتها..

 

یکبار دیگر به تلافیِ بی تفاوتی ها..

این بار

من نرفتم که سکوت کنم

اینطور قیمت زده اند روی شکسته ها..

 

 

آری شکسته است دلی که باز هم بند میشود!

امّا 

شهر

خالی 

شُده

از بندزن ها..

،مُدَّتها..

 

 

 

 

مثل جنسِ زیرِ قیمتی که همه پس میفرستندش!

آخر که بهانه می کند، و زخم میکند این شکسته ها..

 

هر بار منم که بهانه جور میکنم ..

تا دوباره گریه کنم..

،از وقتی که تُو دور شُدی،

مُدَّتها..

بُگذار ..گریه کنم دوباره ..مُدَّتها..

 

من نرفته ام فقط ..

چندیست که شکسته هایم زبانه میگیرد به این و آن..

 

کِه تُو جمع و جورم کنی..

مُدَّتها..!

من نرفتم ..

فقط سکوت کرده ام برای

،مُدَّتها..

 

 

 

 

قلب نیز شیشه های ریخته را میماند..

صدا فقط بمن میرسد از من

آنقدر که شکست گوشهایم

و کَر شُد

از نشنیدنها..

شکست..

ماند..

و میماند ....(که بریده..میبُرَد..

از ترسِ شکستن ها..)

مُدَّتها.. 

 

ادامه بده به سُکوتت که..

میخواهم در دِلَم نگه دارم..

همه ی آنچه را که گُفتنَش با خُدا

قَشنگ تَر است..

هربار به تُو می گفتم و پشیمان میشدم

..از تَهِ قلب هایی را که حتی نمیدانم چه اندازه باور میکردی..امّا ..

صبور بآش ..که خُدا خواهد گُفت ..به تُو..

مُدَّتها

..بعد از مُدَّتها!..

 

 

  • ۹۸/۰۸/۱۸
  • بانو رضوی