او صدایم زد

بانو دختر ام البنین

او صدایم زد

بانو دختر ام البنین

او صدایم زد

بسمِــ اللّــــــهِ و بِـــه نستعینْ

گاهی دلت تنگ است
آرزویت کم
به عمق نَفَس
گاهی سلامت کافی
میشود مرحم
السّلام عَلیک یابنـ الزّهراء


خدایا در امر ظُهور یگانه دورانْ قُطب عالم امکان فریادرس بی کسان و بی پناهان
آنکه دست پُر مِهرش هر آنچه درد و رنج است از گیتی بَر می کند
نگاهش آنگه که بمُحِبَّت باشد تعجیل فرماْ
هر چه رنج، محنت دارید به مولایمان عرضه دارید
او هَمیشه نگاهتان می کند
برای فرجشان دعا بسیار کنید



"اهل کوفه نبودن" یعنی
بدانیم تا وقتی حسین (ع) نیامده
مسلِم "ولی امر"است.

محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات
  • ۳۰ آبان ۹۸، ۰۲:۱۱ - سایت تفریحی چفچفک
    احسنت
  • ۳۰ آبان ۹۸، ۰۰:۳۸ - سارا سماواتی منفرد
    💖💖💖
نویسندگان
  • ۱
  • ۰

یکبار میروی و چشمها فکر میکنند نیستی
فقط خُدا دیده است..
تویی را که هر چند قدم برمیگردی و پشت سرت را نگاه میکنی..
دیگر
نیستم
پنهان میمانم از نگاهی که تا پا در جاده گذاشت
پایم سُست شُد..
روحی که وا رفت بر تن خویش
و تو
گمان کن
دِلی نیست در من..دِلی که فراموش کرده اشک ریختن را
و به بُغضی حرف میزند که برای گوش های اطرافش عادی شُده این صِدا..
بُغض اسیرست به نگاهی که خمیده شُده و همه دیدند خوابیده اُمیدی که فراموش کرد دِل میتپد که باز دوباره پا بگیرد..
برگردد..
و بداند کجای نگاهش افتاده ام..
و کِی بِخواهی بدانی که کجای نگاهت افتاده ام..

تو پُشت سرت را نگاه میکنی و

دلم

را نمیبینی..

دید دِل دِل میکنی چشمهایم نتواست ببیند..

خمیده شُدند

خوابیدند..

همه دیدند که چشمهایم خوابیدند....!

شاید فقط شاید در خوابی

نبینم سر برگردانت را..

و صِدایی که مرا از خواب صِدا میزد

و واقعا هم داشت صِدا میزد

تو..

در خوابی که شاید اینبار که چشمهایم خمیده شُد

دیگر براستی بخواب رفته باشم!

این خواب

را نمیدانم

چندمین پلک زدنیست

که دِل

دِل است هنوز

و چَشم هایم باز میشود برای جواب دادن!

پس از تلقینی که بدانم آیا خواب است یا بیداری!!

در این خواب و بیداری که نه من میبینم

نه تو

خُدا دیده

و دِل را بیدار کرد از صِدایی که

در خوابِ شیرین ...فرهاد را دیده..

دِلی که اُمید را فراموش کرده بین قدم هایی

که دِل دِل میکرد..

ولی ..میخواهد بخوابد ..شاید دوباره خوابی ببیند..

شاید ببیند شیرین..،

فرهادش را

در خوابی که دوباره دِل داد

و

از خواب برخواست.... 

#خوابِ_شیرین

#چشمهایی_که_خم_شد_ولی_نگاه_میکند_قدم_هایی_که_هیچکدامشان_تیشه_ای_ندارند_(نشانِ_فرهاد)

#دِلدادگی_های_مُعطَّل_بین_شلوغیِ_مردمی_که_شلوغ_کرده_اند_بین_من_و_تو_را_تا_نه_تو_بببینی_و_من_چشمهای_خمیده_ی_دلواپس_را_

#اینهمه_جنگ_و_جدار_چه_میخواهد_از_جانِ_من_از_تو_از_دِلدادگی!؟..

#حرف_و_حدیثِ_این_مردم_بین_دِل_دلم_را_میزند

#میخواهم_بخوابم

#تو_صِدایم_کُن_در_این_خواب_هیچکس_صِدایت_را_نمیشنود_که_حرف_بزند_تا_من_صدایت_را_نشنوم

#در_خوابِ_شیرین_هم_انگار_آدمها_فرق_میکندد_صدایت_را_شنیدم_ولی_داد_زدند_گفتند_چرا_خوابیدی؟؟!

#حتی_نمیتوان_چشم_بست_همه_حواسشان_هست_که_خواب_نبینم..!

#تو_به_خُدا_بگو_مردمِ_زمین_را_خواب_کند_من_برای_استجابتِ_دعایت_آمین_می_گویم

#خوابی_سخت

#همه_چیز_در_خوابِ-شیرین_حقیقت_دارد_زندگی_ای_که_انگار_خواب_است!..

#خوابِ_شیرین_فرهاد_میخواهد_تا_انقلابی_کند_شاید_که_زنده_شود_ازین_خوابِ_مرگبار

#خُدایی_که_ناخُدایی_بفرستد..

  • ۹۸/۰۹/۱۶
  • بانو رضوی

نظرات (۱)

  • سارا سماواتی منفرد
  • مثل همیشه خواندنی و زیبا 🌹
    پاسخ:
    شما زیبا میخونی عزیزم💜