او صدایم زد

بانو دختر ام البنین

او صدایم زد

بانو دختر ام البنین

او صدایم زد

بسمِــ اللّــــــهِ و بِـــه نستعینْ

گاهی دلت تنگ است
آرزویت کم
به عمق نَفَس
گاهی سلامت کافی
میشود مرحم
السّلام عَلیک یابنـ الزّهراء


خدایا در امر ظُهور یگانه دورانْ قُطب عالم امکان فریادرس بی کسان و بی پناهان
آنکه دست پُر مِهرش هر آنچه درد و رنج است از گیتی بَر می کند
نگاهش آنگه که بمُحِبَّت باشد تعجیل فرماْ
هر چه رنج، محنت دارید به مولایمان عرضه دارید
او هَمیشه نگاهتان می کند
برای فرجشان دعا بسیار کنید



"اهل کوفه نبودن" یعنی
بدانیم تا وقتی حسین (ع) نیامده
مسلِم "ولی امر"است.

محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات
  • ۲۶ ارديبهشت ۹۹، ۱۷:۲۹ - 00:00 :.
    +++++
  • ۳۰ آبان ۹۸، ۰۲:۱۱ - سایت تفریحی چفچفک
    احسنت
نویسندگان
  • ۰
  • ۰

در رویا

با خودم روبرو میشوم
خط خطی هایم را سیاه میکنم
دوباره پاک میکنم
به خطوط بهم ریخته ی درونم برمیخورم
میرسم به خودم
به خطی خطی هایم
به همه ی کسانی که تو نیستی
از تو میگریزم
از خودم
از خط خطی های که دنباله دار میمانند
از شهری که تو نباشی
برمیخیزم و هجوم می آورم به خودم
به چپ چپ نگاه کردن
به بی حرفی
هجوم می آورم به انگارِ نبودن
چشم میبندم و انتهای حالِ این بهم ریخته
علامت سوال هایی بی مهابا به خواب اجباریِ این
،فصلِ رو
به سرما میروند
تا بیداری
بلکه کابوسی میان سرای خواب و بیداریِ
همان دم که عده ای غرق رویا اند...
من در خطوطی موازی
چه ناموازی
باتو،
پریشان میشوم..

مینویسم پاک میکنم مچاله میکنم
نمینویسم
و میپرسند شکنجه بانت کجاست؟...
در پشت سوالهایی به خواب رفته
خفته میگویم؛
در رویا..
  • ۹۸/۰۵/۲۳
  • بانو رضوی