او صدایم زد

بانو دختر ام البنین

او صدایم زد

بانو دختر ام البنین

او صدایم زد

بسمِــ اللّــــــهِ و بِـــه نستعینْ

گاهی دلت تنگ است
آرزویت کم
به عمق نَفَس
گاهی سلامت کافی
میشود مرحم
السّلام عَلیک یابنـ الزّهراء


خدایا در امر ظُهور یگانه دورانْ قُطب عالم امکان فریادرس بی کسان و بی پناهان
آنکه دست پُر مِهرش هر آنچه درد و رنج است از گیتی بَر می کند
نگاهش آنگه که بمُحِبَّت باشد تعجیل فرماْ
هر چه رنج، محنت دارید به مولایمان عرضه دارید
او هَمیشه نگاهتان می کند
برای فرجشان دعا بسیار کنید



"اهل کوفه نبودن" یعنی
بدانیم تا وقتی حسین (ع) نیامده
مسلِم "ولی امر"است.

محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات
  • ۲۶ ارديبهشت ۹۹، ۱۷:۲۹ - 00:00 :.
    +++++
  • ۳۰ آبان ۹۸، ۰۲:۱۱ - سایت تفریحی چفچفک
    احسنت
نویسندگان

۲۰۹ مطلب در بهمن ۱۳۹۷ ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

نشنیده

دلم گرفت

حبس شد در خودش 

دلم گرفت و پناه بُرد به خُدا 

دیگر،

حرفهایت را نشنیده گرفت...


مگر غیر این بود که آمدنت دستِ خُدا بود؟

پس.. 

راه دور مرو!

از خدا بر می آید...

 که حرفهایت را نشنیده میگیرم!

  • بانو رضوی
  • ۰
  • ۰

بی عار!

دلواپسی یعنی بدانی در دلش 

آهیست

ندانی چه کنی


و سخت تر از آن بدانی چه بآید کنی 

و خیالت نگزد! 

  • بانو رضوی
  • ۰
  • ۰

حالت چطوره؟؟

درچه حالی؟ نمیدانم 

ولی آنقدر هم مهم نیست 

هنگامیکه هیچ حالی دست خودت نیست

و خُدا هنوز جهانداری می کند..

  • بانو رضوی
  • ۰
  • ۰

بی خبری

به دلم آمد چیزی

فکر کردم خبری ست....


کشکرک هم میخواند..

خبری آمد..

از،

بی

خبری!


بی خبری همیشه خوش خبریِ نیست 

اینقدر به آسمان خیره میشوی تا مطمن شوی

کشکرک بوده یا نه

تا کور شوی 

از آفتابی که کشکرک شآید

بیاید از آن،، 

  • بانو رضوی
  • ۰
  • ۰

و فردای آن روز که دلت گرفت

بخند

با تمام 

وجود 

از دلت

حالت 

و،،

بگریز 


بگریز هم از خیال ِ باطل ِ شهر!


  • بانو رضوی
  • ۰
  • ۰

جدی؟؟!

شُکّه ام 

که، از، فکر شوخی اش،، 

وحشت زده شده ام

مثل مجنونی که از همـــــه فرار میکند 

تا لیلی را ببیند!

  • بانو رضوی
  • ۰
  • ۰

به لبِ جاده آمده ام

مدتهآست 

مگر نمیبینی

آن گوشه که جای کسی خالیست،،

می آیم

تو

آنقدر سرعتت زیاد است 

که از کنار جاده 

جز هوا 

هیچ چیز

معلوم نیست!

  • بانو رضوی
  • ۰
  • ۰

بمیر ولی صبرکن!

صــــــبر نه که سخت باشه ها

نه 

حالا از متلاشی شدنش هم بگذریـــمْ! 

،یک چیزهایی رو برای همیشه شآید عوض کنه


حالا حتی اگه نتیجه ی این تراش ها

الماس شود

دیگر آن نمیشود،،

الماس قیمتش زیاد است

ولی

مداد یک کاربردهای دیگری دآشت!


صبر

گاهی

از دست دادن چیزها یا کسانیست 

که اسمش را گذاشتیم صبر

(ولی نابودش کردیم)

،،

  • بانو رضوی
  • ۰
  • ۰

چون اشتبآه بود

محکوم به صــــــبر

شدیم

و ندانستند این صــــــبر 

اشتباهی رویِ اشتباه دیگر گردد

و ندانند

تا زمآنی 

که مجبور شوند خودشآن

،به دیــــــر 

شدن،،

و ندانند چیست تا در آن قرار گیرند،،

!

  • بانو رضوی
  • ۰
  • ۰

اشتباه و درد!

اشتباه هست؛

آری اشتباه است

اینکه اختیارِ خداییمان را از ما میگیرند 

میگویند اشتباه است 

حتی برای شیوهء بندگی کردنمان 

بآید ببینیم که

مبادآ

آن یک نفر دیگر پیدا شود

و 

بگوید اشتباه است

آقآ اشتباه گرفتی ماجرا رو

اصلا اشتباه یچیز دیگســـت! 

  • بانو رضوی